شــب های بارونی پاییز
پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟
چشمت كه مي خندد در تصوير زنده و بيگناه شهر هميشه افتابي ان لبخندمي شود اخر پرنده كوچك چه سرد چشم انداز سياه و سپيد رنگ هاي ديگر ها له اي از ابهام علامت تعجب بزرگي در دست مرا بدرقه مي كند و پاييز كه مي واهد مثل باد زرد ضايع باشد ان پشت دورها سرت را بر گردني سياه چالي بيش نيست تا من بي تو هر روز بميرم تو با كس ديگر
یک درد ...و
نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/24ساعت
14:44 توسط نرگس| |
| Design By : Night Skin |


