شــب های بارونی پاییز
پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟
چشمهاي منتظر در پيچ جاده دلهره هاي دل پاك و ساده پنجره باز و غروب پاييز نم نم بارون تو خيابون خيس ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مي كوبه سهم من از با تو بودن نم تلخ غروبه غروب هميشه واسه من نشونه از تو بوده برام يه يادگار چز اون چيزي نمونده تو ذهن كوچه هاي اشنا يي پر شده از پاييز طلايي تو نيستي و وجودم گرفته شاخه خشك پيچك تنهايي ياد تو هر تنگ غروب تو قلب من مب كوبه سهم من از با تو بودن غم تلخ غروبه غروب هميشه واسه من نشوني از توبوده برام يه يادگاري به جز اون چيزي نمونده
نوشته شده در یکشنبه 1388/07/12ساعت
20:6 توسط نرگس| |
| Design By : Night Skin |


