تبليغاتX
شــب های بارونی پاییز


شــب های بارونی پاییز

پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟

قبل از آنکه

خود را به تنهایی ام

بسپارم

معترضم

که دیگران محکوم

به ترک کردن من اند

سوال این است

 

آیا من اصلا"

به کسی

اجازه سهیم بودن

در احساساتم

در افکارم

در رویاهایم

در زندگی ام

را داده ام؟

امکان دارد

که این دیگران نباشند

که اول مرا ترک گفته اند

 

"مارگوت بیکل"

نوشته شده در دوشنبه 1388/02/28ساعت 16:18 توسط نرگس| |

یک درد ...و

چشمت كه مي خندد

در تصوير زنده و بيگناه

شهر هميشه افتابي ان لبخندمي شود

اخر پرنده كوچك

چه سرد

چشم انداز سياه و سپيد

رنگ هاي ديگر

ها له اي از ابهام

علامت تعجب بزرگي در دست

مرا بدرقه مي كند

و پاييز

كه مي واهد مثل باد زرد ضايع باشد

ان پشت دورها

سرت را بر گردني

سياه چالي بيش نيست

تا من

بي تو هر روز بميرم

تو با كس ديگر

نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/24ساعت 14:44 توسط نرگس| |


Design By : Night Skin



کد موسیقی در نایت اسکین