تبليغاتX
شــب های بارونی پاییز


شــب های بارونی پاییز

پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟

خدایم را یافتم ، نه بر سر نمازی که اجباری است برای دل خسته ام و نه در صفحات قرآنی که می گویند نورانی است ،  خدایم رایافتم نه در پیشانی داغ شده از مهر جانمازم و نه در نماز های نیمه شب با گریه هایی از سر درد روزمرگی ...خدایم را یافتم زمانی که نشانم داد تنها تر از من است ، زمانی که دست محبت بر سرم کشید و گفت کودک زیبای من من به یادت هستم که غصه هایی به دلت به یادت هستم حتی اگر دل کوچکت زیر بار غم،تپش از یادش می رود گاهی  که من این بالا روی تخت سلطنتم تنهایم و و تنهایی سخت است مي دهم تا یاد بیاوریم ‏، که من این بالا روی تخت سلطنتم تنهایم و و تنهایی سخت است حتی برای چون منی

 

نوشته شده در پنجشنبه 1388/01/06ساعت 12:29 توسط نرگس| |

سلام

واسه دل دو تا جون  که خیلی همدیگه رو می خوان دعا کنید دعا کنید همه عشق های پاک بهم برسن

این دو تا عاشق هم برسن

برای سمیرا و جواد دعا کنید

نوشته شده در دوشنبه 1388/01/03ساعت 0:3 توسط نرگس| |


Design By : Night Skin



کد موسیقی در نایت اسکین