شــب های بارونی پاییز
پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟
يك جهان ز كارون جدا مانده اين نشان ز كارون به جا مانده يك جهان شرار تنها مانده در ميان صحرا به در د خود سوزد به سوز خود سازد سوزد از جفاي دوران فتنه و تو طوفان فناي او خواهد به سوي او تازد من هم اي ياران تنها مانده ام اتشيبودم بر جا مانده ام با اين گرمي جان در ره مانده حيران اين غم خود به كجا ببرم با اين جان لرزان با اين پاي لغزان ره به كجا ز بلا ببرم مي سوزم گر چه با بي پروايي مي سوزم بر خود از اين تنهايي اتشي خو هستي سوزم شعله جاني بزم افروزم بي پناهي محفل ارا بي نصيبي تيره روزم كاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش كجا ره ز كه پرسي چه كند چون باشي
| Design By : Night Skin |



