شــب های بارونی پاییز
پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟
دل تو شکایه داشت از دنیا از نگاه بچه ها از دل بی رحم و سیاه گرگا دست تو دنبال یه بره پاک که نجاتش بده از دام کثیف گرگا وقتی از خشم به من کردی نگاه به خودم گفتم که تو گرگ شبی من همون بره پاکم که میخوای بدزدیشو ببریش تا پشت مرگ به خیالم تو همون گرگ شبی تو بهم نگفته بودی که خودت بره پاکی تو بهم نگفته بودی دنبال یه سرپناهی تو بهم نگفته بودی عاشقی عاشق بودن من کنار تو من ساده فکر میکردم تو همون گرگ شبی وای بر من که چه کردم با تو تو رو جا گذاشتمت تو خونه گرگای شب تو رو تنها رها کردم تو شب و کابوس و خون وای بر من که چه کردم با تو وقتی از خشم به من کردی نگاه به خودم گفتم همون گرگ شبی من نمیخواستم ببینم اشکاتو نمیخواستم بشنوم گریه هاتو من خیال کردم دروغه همه حرفات به خودم گفتم همون گرگ شبی از نگاهت ترسیدم که منو میبرد و میذاشت تو دل شب من خیال کردم همون گرگ شبی من ساده فکر میکردم تو همون گرگ شبی وای بر من که چه کردم با تو وای بر من که چه کردم با تو من ساده فکر میکردم تو همون گرگ شبی 
| Design By : Night Skin |


