شــب های بارونی پاییز
پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟
کیه که اخر دیوانگی واسه چشمات کیه که جر من می میره واسه لحن خنده هات کیه برات قصه می گه شبها که خوابت نمی ره کیه که پا به پات میاد وقتی که بارون م یگیره کیه وقتی تشنهته تو ابرو و بلوا می کنه اگه یک جرعه بخوای کویر رو دریا می کنه یک شب موی تو رو به صد تا مهتاب نمی ده خودش می سوزه ولی تن به سایه و اب نمی ده اون منم که عاشقونه شعر چشمات رو می گفتم هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم هنوزم می ای تو خوابم تو شبهای پر ستاره هنوزم می گم خدایا کاش برگرده دوباره ............
نوشته شده در سه شنبه 1387/02/31ساعت
12:44 توسط نرگس| |
| Design By : Night Skin |

