شــب های بارونی پاییز
پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟
نمی خواهم بمیرم به که باید گفت ها باید صدا سر داد در زیر کدامین کوه که ذرات هستی ره برد ُطوفان این اندوه که از فلاک عالم بگذرد پژواک این فریاد کجا باید سر داد فضا خاموش و در گاه دور است زمین و اسمان کور است نمی خواهم بمیرم به که باید گفت اگر زشت و اگر زیبا اگر دون و اگر والا من این دنیای فانی را هزاران بار از ان دنیای باقی دوست می دارم کسی که همیشه برای هر مشکلی راه حلی دارد، هرگز خشمگین و عصبانی نمی شود برای هر مشکل راه حلی وجود دارد غیر از مرگ! مرگ در واقع نتیجه جهالت و ناتوانی از یافتن راه حل است، و بدتر از مرگ شهامتی است که قبل از آن از دست می رود عقل را در جهت حکمتی که به تو صبر و امید می بخشد به کار گیر در گذز زمان نيمه شب بازي دهر با همه تلخي و شيريني مي گذرد عشقها مي ميرند . . . . . رنگها رنگ ديگر مي گيرند . . . . . و . . . . فقط خاطره هاست گرچه شيـــــــــــــــــــــــرين و تلــــــــــــــــــــخ دست نخورده به جا مي مونند سلام براي اولين بار كه مي خوام بنويسم از خودم از .......... براي اولين بار كه غم روي دلم سنگيني مي كنه انقدر كه دلم مي خواست با نوشتن سبك بشم .......... هميشه سعي كردم غم رو از خودم دور كنم ولي اين دفعه موفق نشدم زندگي با انسا نها هزاران بازي مي كنه به هزاران رنگ در مياره به هزاران سختي مي كشونه و به هزاران شادي دعوتت مي كنه سختهات ساعتي و شادهات ثانيه اي چرا ؟ هزاران چرا تو مغزم هست كه براي هيچكدومشون جواب نه دارم نه پيدا مي كنم . . . . . . . . چرا شادي هامون زود گذرن ؟ . . . . چرا وقتي كسي رو .......؟! . . . . چرا راحت ازت مي گذرن؟ چرا دلت رو راحت مي شكنند؟ هزاران چراي ديگه؟! . . . . . با يك ؟ بزرگ تو مغزم ؟ . . هميشه سعي كردم به اين چرا هاي بعقيه جواب بدم ولي وقتي سر خودم رسي اون علامت سوال بزرگ تر تو مغزم حك شدچيزي كه شايد براي بعقيه جواب شد ولي براي من همون بي جواب باقي موند..... پي نوشت : ميدونم كه خوب ننوشتم ولي بايد يك جاي حرفم رو ميزدم واين كلبه بهترين بود براي من
| Design By : Night Skin |


