تبليغاتX
شــب های بارونی پاییز


شــب های بارونی پاییز

پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟

پــــــــــــــــــــــل تنها راه تو را برای رسیدن به ان سو کوتاه می کند

راهی به سرزمین های اسرار امیز که ارزو داری انها را ببینی

راهی از میان چادر کولی ها و بازار مکاره عرب های سرگردان

و جنگل های مهتابی که تک شاخ ها در ان جست و خیز می کنند

بیا با من این راه را طی کنُ بیا با من همراه شو

در راه های پیچاپیچ و عوالم شگفت انگیز

اما پل تنها راه تو را برای رسیدن به ان سو کوتاه می کند

{پس}اخرین قدم ها راباید به تنهای بر داری.

نوشته شده در سه شنبه 1386/11/30ساعت 23:16 توسط نرگس| |

صداي اژير امبولانس ناقوس مرگيست زود هنگام كه تو را از تمام د لبستگي هايت جدا كرد و تمام باورهايمان را كشت .

.باورم نمي شد از دست بروي ان هم به اين زودي اتفاقات يكي پشت سر ديگري از جلوي چشانم  مي گذرد بدون ان كه بتوانم زمان را كندتر كنم .

در حوضچه اي سردتر از همه جاي دنيا تن  نازنينت را غسل و كفن  كر دند و تابوت جسم  دردمندت را ارام ارام به طرفي بردند كه دانستم از اين پس تنها نشانه تو خانه  كوچكيست كه در مهر و موم شده اي به نام سنگ  قبر دارد .

سنگي سفيد يا سياه فرقي نمي كند در هر صورت سفيدي روح من با تو رفت و سياهي بي انتها جاي ان را گرفت .

اكنون من به دنبال فصلي نو در ارتباط با تو مي گردم تا تو را بهتر بشناسم .

 

 

مسافر

 باد مُرد

 و باران براى هميشه رفت‏

 حالا در اين كوچه بى‏ماه و خورشيد

 در اين خيابان بى‏زمين و آسمان‏

 در اين خلأ هر چند پر آب و علف‏

 راه‏

 چگونه دل به آمدن مسافرى ببندد

 

 ياد

 نه خورشيدم‏

    كه به روشنايى جهان بينديشم‏

 نه شمعِ خاموش‏

    كه به هيچ.

 عطرى‏

 كه گاهى باد

 به ياد مى‏آورد

 

 مردن‏

 فعلاً كه براى هيچ كس و هيچ چيز وقت ندارم‏

 مى‏خواهم در اين تنهايى، خود را بشمارم‏

 و وقتى به صفر رسيدم‏

 فرياد بزنم:

 من در اوج، مُردم‏

 

 

پـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــرهام عزیز روحت شاد  قرین رحمت

                                                

نوشته شده در سه شنبه 1386/11/23ساعت 13:1 توسط نرگس| |


Design By : Night Skin



کد موسیقی در نایت اسکین