تبليغاتX
شــب های بارونی پاییز


شــب های بارونی پاییز

پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟

می روم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگاه ویرانه ی خویش

به خدا می برم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه خویش

 

 

می برم تا که در ان نقطه ی دور

شستشویش دهم ازرنگ گناه

شستشویش دهم از لکه ی عشق

زین همه خواهش و بیجا و تباه

ناله می لرزد و می رقصد اشک.....

آه که بگذار بگریزم من

از تو ای چشمه جوشان گناه

شاید ان به که بپرهیزم من

 

 

عاقبت بند سفر پایم بست

می روم خنده لب و خونین دل....

می روم از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاصل

 

 

 

          تولد ت مبارک داداشی

            بهتـــــــــــــــــرین

          داداشـــــــــــــــــــــی

نوشته شده در شنبه 1386/10/15ساعت 20:28 توسط نرگس| |


Design By : Night Skin



کد موسیقی در نایت اسکین