شــب های بارونی پاییز
پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟
من با دستهای عشق من شادیها را معامله کردم با ذره ای از اندوه لاله من اسمان را به اشک کشیدم و کویز را با خنده پر کرده ام من گلو را به حنجر و ساقه های گندم را به نوازش داس معتاد کرده ام من به کویر اموختم زخمهایش را با نمک مرحم کند من برای تنهای خود به همه دختر خانم های عزیز باید چند روز قبل م یگفتم ولی خوب کسی که به فکر مانیست دختر خانم های عزیز روزتون مبارک انشالله (از همه اونای که برام نظر گذاشتن متاسفم اشتباهی پستم پاک شد
![]()
اگه خودمون نباشیم
از این به بعد یادشون باشه
كنج اتاق نشسته ،چشاش به قاب ديوار
نمي تونه بخنده \چقد عذاب كشيده
هيچكي انو يه لحظه با خند هاش نديده
هيچكي حريف من نشد به جز غم
بيا ببين هجوم اورده ماتم
چايي نسفه كاره ،پاكت سيگار خالي
چشاش به قاب عكسه ،عاشق خيالي
از تب عشق مي سوزه ،تو اين روزاي برفي
نه خنده و نه گريه ،نه محبتي و نه حرفي
كشتي نوح بودم به گل نشسته ام
بيا ببين از عشق تو شكستم.
-------------------------
زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست
هر كسي نغمه خود خواند واز صحنه رود
صحنه پيوسته به جاست ،خرم ان نغمه كه مردم بسپارند به ياد
-------------------------
وقتي كه بن بست غربت
سايه سار قفسم بود
زير رگبار مصيبت ،بي كس و تنها يارم بود.
و از اول گذاشتم نظرات شما هم پاک شد
امید وارم من رو ببخشید (نویسنده وبلاگ ))![]()
| Design By : Night Skin |


