شــب های بارونی پاییز
پاييز شدي بهار ... برگهاي سبز و سر حالت زرد و خشك شده؟....نگاهت سرد و باراني شده پاييز؟
کمی شکیبا باش. و تا ان زمان ...... خود را باور بدار. همواره هوشیار٫ بکوش تا دور نمای هر چیز را در نظر اوری. مهمترین ها را به یاد بسپار. فراموش مکن که دیگری نگران توست. در جستجوی بهتر باش. بیاموز درسهای اموختنی را . با تکیه بر توانایی٫لبخند٫خرد و خوشبینی. به سوی گنجینه های درون راه بگشا. اینهاست....پاره های یگانه و جودت. اری روزگار بهتری از راه می رسد بارین تیلور --------------------------------------- چند جمله کوتاه برای خانواده های بزرگ: *یک خانواده شاد چیزی جز بهشت زودرس نیست. *اگر کسی را دوست دارید هر چه سریعتر این را به او نشان بدهید. *شادی به احساس تعلق بستگی دارد نه به متعلقات . *هرگز فراموش نکنید که پیر ترها به چیزهای نیاز دارند ٫ولی به همان چیزهای خیل کم نیازمندند. *هر بچه ای که پدر و مادری علاقمند و یک خانه ای پر از کتاب داشته باشد فقیر نیست. *تا وقتی ارثی را با کسی تقسیم نکر ده اید ٫ادعا نکنید که او را می شناسید. *هر گاه کودکی دروغ بگوید ٫نشانه ان است که حتما پدر و مادری سخت گیری دارد ٫دروغ هیچ دلیلی ندارد٫جز اینکه احساس خطر شود. ---------------------------------------- شادی تو بی رحم است و بزرگوار ٫ نفست در دستهای خالی من ترانه سبزی است. من بر می خیزم! چراغی در دست چراغی در دلم زنگار روحم را صیقل می زنم ایینه ای برای اینه می گذارم تا از تو ابدیتی بسازم شاملو بايد گريست ،بايد گريه كرداشك ريخت و سوخت بايدگريست براي قفس هايي كه از سايه خسته اند . بايد بود براي شب هاي كه باران مي بارد .اي كه به اسمان غريبي ام بدرود گفتي و من بي تو غريب ترين شرقي دنيايم كجايي اي صميمي ترين روياي كو دكانه ام كاش پنجره اي بود كاش باز هم اسمان ابي بود كاش باران مي باريد تا زا قفس چوبي برايت ترانه مي خواندم . (((((((((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))))))))))) نامم صبوري چشمانم انتظار لبهايم خاموشي قلبهايم طوفان خدايا تو خواستي در غم دوري يارم من اينها راداشتهباشم پس خودت نيز بخواه (((((((((((((((((((((((())))))))))))))))))))))))))))) ميدوني وقتي خدا داشت بدرقهات مي كرد بهت چي گفت ؟! گفت :جايي كه ميري مردمي داره كه تو رو مي شكنند ، نكنه غصه بخوري من همه جا با تو هستم . تو تنها نيستي توي كو له بارت عشق مي زارم كه بگذري قلب ميزارم كه جابدي اشك مي دم كه همراهيت كنه و مرگ كه بدوني برميگردي پيشم ((((((((((((((((((((((()))))))))))))))))))))))))))))) بميريد يميريد و زين مرگ مترسيد كز اين خاك براييد سماوات بگيريد بميريد بميريد و از اين نفس ببريد كه چو اين نفس بند است و شفا همچو اسيراست . سكوتم را به بارانه هديه كردم تمام زندگي را هديه كردم نبودي در فرا ق شانه هايت به هر خاكي رسيدم تكيه كردم ++++++++++++++++++++++++++++++ ميروم دور ازتوبا دنياي خود خلوت كنم بايد اخر من به اين بيگانه گي عادت كنم ميروم تا عاقبت پروانه اي پيدا شودهمنشين اين دل شوريده و شيدا شود. ++++++++++++++++++++++++++++++++ تنها كساني كه ما را مي رنجانند .عزيزاني هستند كه هميشه كوشيده ايم از ما نرنجند ++++++++++++++++++++++++++++++++++ درد ياري كه نيست كسي بار كسي كاش يارب نيفتد كار كسي بر كسي +++++++++++++++++++++++++++++++++ مي دونم كه عشق اتش زندگي ٫يا مي سوزونه يا پاك مي كنه ++++++++++++++++++++++++++++++++ مهم نيستكه كجاي راهيم ٫اين مهم كه متوقف نشده باشيم ++++++++++++++++++++++++++++++++++ تكيه به شونه هام نكن من از تو خسته ترم ما كه بهم نمي رسيم بسه ديگه بزار برم +++++++++++++++++++++++++++++++++++ ساقي در ساغر هستي شراب ناب نيست بهر هر دنيا كلمي با كلامي يار نيست ساقي امشب ساز تو با ساز من دم ساز نيست يا كه من بسيار مستم يا كه ساز تو ساز نيست ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ تو هم بغض شكسته كه نشسته روي گيتار مثل اون عاشق خسته كه شده تو غم گرفتار ++++++++++++++++++++++++++++++++++++++ زندگي نبرد بي فرجام لحظه هاست زندگي نبرد بي پايان ميان من و من است گرچه هنوز مشخص نيست كين نبرد مداوم سر چيست ؟ +++++++++++++++++++++++++++++++++++++ اول جاي خاليت حس مي شه چه با خدا حافظي چه بي خداحافظي بعد پاك مي شي بعد فراموش مي شي بعد يك خاطره مي شي ++++++++++++++++++++++++++++++++++++ سرم سوداي گيسوي تو داره دلم مهر مه روي تو داره اگر چشمم به ماه نو كنه ميل نظر به طاق ابروي تو داره دلم دور است و احوالش ندونم كسي خواهم كه پيغامش رسونم خداوندا ز مرگم مهلتي ده كه ديداري به ديدارش رسونم عزيزم كاسه چشمم سرايت ميون هر دو چشمم جاي پايت از ان ترسم كه غافل پا نهي باز نشينه خار مژگونم به پايت تو ه نازي و بالا دلرباي تو كه بي سرمه چشمان سر مه سايي تو كه مشكين دو گيسو در قفايي به ما گويي كه سر گردان چرايي شد زغمت خانه سودا دلم در طلبت رفت به هر جا دلم در طلب زهره رخ ماهرو مي نگرد جانب بالا دلم اه كه امروز دلم را چه شد؟ دوش چه گفته است كسي با دلم؟ از دل تو در دل من نكته هاست وه چه ره است از دل تو تا دلم در طلب گو هر گوياي عشق موج زند موج چو دريا دلم
| Design By : Night Skin |

