شـــــــــــــــــــــــــــــــب بارونی
ღ♥....شيشه پنجره را باران شست ...از دل ما اما....چه كسي،نقش تو را...خواهد شست ღ♥
قبل از آنکه خود را به تنهایی ام بسپارم معترضم که دیگران محکوم به ترک کردن من اند سوال این است آیا من اصلا" به کسی اجازه سهیم بودن در احساساتم در افکارم در رویاهایم در زندگی ام را داده ام؟ امکان دارد که این دیگران نباشند که اول مرا ترک گفته اند "مارگوت بیکل" چشمت كه مي خندد در تصوير زنده و بيگناه شهر هميشه افتابي ان لبخندمي شود اخر پرنده كوچك چه سرد چشم انداز سياه و سپيد رنگ هاي ديگر ها له اي از ابهام علامت تعجب بزرگي در دست مرا بدرقه مي كند و پاييز كه مي واهد مثل باد زرد ضايع باشد ان پشت دورها سرت را بر گردني سياه چالي بيش نيست تا من بي تو هر روز بميرم تو با كس ديگر و تنم باز گريست و نگاهم پي ياري گم شد.... من چه تلخم امروز....... زندگي شايد همين باشد يك ضريب ساده و كوچك ان هم از دست عزيزي كه تو دنيا را جز براي او و جز با او نمي خواهي من گمانم * زندگي بايد همين باشد* ديگه مجبور نيستي هر جا كه ميري ازم اجازه رفتن بگيري مي شه با هر كي كه ميخواي بجوشي اطلا هر چي كه مي خواي بپوشي مي شه به هر كي كه مي خواي دل ببندي يا با غريبه ها بگي بخندي وقتي دير مي كني يا مي ري جاي ديگه نيستم بهت بگم كجاي نرو تنهام نزار با دردو غم هام اگر چه دلخوري از خيلي حرفام به قراني كه از سايه اش گذشتم به مرگ هر دو تامون خيلي تنهام نگو مي بينمت يه روز ديگه اخه احساس من اين ور نمي گه نمي تونم قبول كنم نباشم تر و خشكت كنه يه مرد ديگه خداحافظ هميشه بهتر از من هميشه يا كه هر جا سر تر از من تو چشمات بهترين بودن تو دنيا نمي ديدي اگر چه كمتر از من خدا حافظ كه رفتن بي بهونه از اين خونه دلم بدجوري خونه به جاي سربه رو شونه من تو يادم خاطرات تو مي مونه اگه كوه طلا واسط بياره اگه دنيا زير پات بزاره باز هم دستاي خاليم خوب مي دونم كه هيچ كي قد من دوستت نداره گلت خشك شد ولي هر گز نمرده زمان بوي تو رو ا زخانه برده دلم خوش بودم مياي يه شب تو خوابم ولي چند ماه كه خوابم نبرده داري مي ري ولي پيشت مي مونم واسط هيچي نبودم خوب ميدونم ولي من در عوض هر جا كه باشم واسط تا اخر عمرم مي خونم شايد خيلي چيزا مي خواستي اما من هم هيچي نداشتم پات بريزم انقدر بغضم رو پنهون كردم از تو از اون روزي كه تو رفتي تو مريضم قديما يادم جاي مي رفتي هميشه يه خداحافظ مي گفتي چقدر اسون شدم باهات غريبه با زهم پشت سرم چيزي شنفتي الان داغي نمي فهمي چي مي گي مديوني اگه يادم بيفتي
| Design By : Night Skin |


